الفيض الكاشاني
255
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
طهور آن مىبود كز لوث هستى « 1 » * تو را پاكى دهد در وقت مستى بخور مى وارهان خود را ز سردى « 2 » * كه بد مستى به است از نيك مردى و همه عالم از غيب و شهادت مانند يك خم خانهاند از شراب هستى و محبت فطرى حق جل و علا ، و هر ذرهاى از ذرات عالم به حسب قابليت و استعدادى خاص كه دارد پيمانهء شراب محبت او است و پيمانه همه از اين شراب پر است . همه عالم چو يك خم خانه اوست * دل هر ذرهاى پيمانه است خرد مست و ملايك مست و جان مست * هوا مست و زمين مست آسمان مست شده زو عقل كل حيران و مدهوش « 3 »
--> ( 1 ) - در نسخه كهنه و نستعليق طهور آن بود كه از لوث هستى . ( 2 ) - در نسخه خطى كهنه : بخور مى وارهان خود را ز هستى - كه بد مستى به است از نيك مستى ( ف ) . ( 3 ) - در نسخه خطى نستعليق : شده از عقل كل .